ملا محمد مومن كرمانى

332

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

به فرياد و سخنان درشت و ناسزا و نفرين به بندگان والامكان سردار و بندگان سپهرمكان سپهسالار نموده ، آغاز بىحيائى كرده - از منع و مواعظ « 1 » متقاعد نمىگرديد . بندگان والامكان سردار را نايرهء غيظ و خشم ، التهاب و اشتعال به هم رسانيده ، غلامان سركار را امر و مقرر داشتند كه : هر دو پاى آن سليته را بر نخل‌هاى خرما بسته - و هرچند امير شاه نعمت الله و سركردگان بلوچ استدعاى عفو تقصير و التماس او را نمودند - فايده نبخشيده ، بالاخره با شمشير ، آن سليته ميشوم را شقّه ، و به دار البوار به ملاقات امير شاه سليم ولد او فرستادند . « 2 » و ساير منسوبان امير شاه سليم را به تخفيف مقرر داشته - به سركردگان بلوچ ، به واسطه استشفاع عاليشان ميرزا محمد حسين مين‌باشى بمى بخشيدند . پيشكش به شاه نعمت الله و به تاريخ اواسط شهر رمضان المبارك ، از ولايت اربعه حركت نموده ، عنان عزيمت به جانب بلده كرمان معطوف داشت چاپار روانه دار الامان كرمان ، حقيقت [ ] حركت و عزيمت خود را به خدمت سپهر منزلت بندگان والامكان سپهسالار معروض داشتند ، و منزل‌به‌منزل روانه بلده ، و در ورود به محل راين - مدت سه روز در آنجا توقف ، و عالى حضرت ميرزا غياث الدين منصور راينى نيز شرط استقبال و خدمتگذارى و مهماندارى به عمل آورده ، چند سر اسب و اسير [ و ] هداياى لايقه به عنوان پيشكش

--> باشد . سه جا هم تكرار شده است . لقبى است كه براى زنان حرّاف پر شروشور از نوع نايب مريم - داده مىشود . ( 1 ) - در اصل : مواعيظ ؟ ( 2 ) - واقعا بىتجربگى و رذالت اين سردار گرجى به حد كمال رسيده است - و متأسفانه به حرف رؤساى ميانه‌رو بلوچ ، مثل امير نعمت اللّه - اعتنا نكرده ، و البته جواب آن را چند سال بعد - چنان كه خواهيم ديد - دريافت كرده است . قرض است ، فعل‌هاى تو در پيش روزگار * هر قرض را به موقع خود ، او ادا كند